تبليغاتX
پرتال جوک و اس ام اس sms

پرتال جوک و اس ام اس sms

جوک و اس ام اس sms

چگونه هنگام خريد با همسرتان جان سالم بدر ببريد

خـريد كـردن بـا همسرتان شباهت زيادي با رفتن به مطب دندانپزشكي دارد؛ دردناك و در عين حال غير قابل اجتنـاب اسـت. ديـر يـا زود از شما خواهد خواست او را در يكـي از خريدهاي طاقت فرسايش همراهي نماييد.


اگر از خريد كردن دل خوشي نداشته و نمي توانيد خود را خـلاص كنـيـد، چه بايد انجام دهيد تا آن روز قابل تحمـل و زود گذر شـود؟ رعـايـت ايـن نـكـات زنـدگي شما را بسيار آسانتر خواهد نمود ....

زرنگ تر باشيد، پيشتاز باشيد، بيشتر طول دهيد

فقط دو نفري برويد
زن ها به ندرت تنهايي خريد مي روند. هنگامي كه از شـما خـواسـت كـه او را همراهي كنيد، مطمئـن شـويد كه ديگر هيچ كدام از دوستـان دخـتـر وي و يـا هيـچ يـك از اعـضـاي فاميلش به دنبال شـما نـخواهنـد آمد چرا كه به ازاي اضافه شدن يك نفر زن، مدت زمان خريد دو برابر افزايش خواهد يافت.

ليستي تهيه كنيد
يك زن مي تواند بسيار غير قابل پيش بيني باشد. به همين دليل از او بخواهيد پيش از بـيـرون رفتـن لـيـسـتـي از اقـلام مـورد نيـاز و فـروشـگاهاي مورد نظرش را تهيه نمايد. او مشاجره خواهد كرد، اما احتمال شما در اين قسمت برنده مي شويد؛ دشواري كار اين است كه او را مجبور به رعايت خريد مطابق با آن ليست نماييد.

به مراكز خريد برويد
زحمت همراهي كردن همسر خود را در خريد قبول كرده ايد ولي درعين حال نميخواهيد راننده شخصي او شويد. مركز خريدي كه داراي فروشگاه هاي متعدد ميباشد را انتخـاب كنيد تا مجبور به رانندگي در سراسر شهر نگرديد.

كفشهاي راحت بپوشيد
اگر قبلا در چنين موقيعتي گرفتار شده باشيد، ميدانـيد كـه زن ها هنگاميكه به يك مركز خريد وارد ميشوند، مي توانـند عـمل خريد كردن را به يك مسابقه سه گانه دو 100 متر، پرش ارتفاع و پرتاب وزنه تبديل كنند. آنها به تك تك فروشگاه ها سر ميزنند - دو مرتـبه - بنابراين لازم است خودتان را به يك جفت كفش راحت مخصوص پياده روي مجهز نماييد.

در فروشگاه هاي بزرگ خريد كنيد
فـرض كنـيـد كـه همسر شما تصميم گرفته از بوتيكهاي منحصر بفردي خريد كند، در ايـن شـرايـط مي توانيد او را متقاعد نماييد كه فروشگاه هاي بـزرگ و عـمومـي نـيـز اجـنـاس شيك و مطابق با مد روز ارائه مي كنند. البته ايده اصلي اين است كه وقتي هـمـسرتان در يك فروشـگاه بـزرگ در حال انجام كار خودش است، شما فرصتي پيدا خواهيد كرد كه جديدترين وسايل الكترونيكي و آخرين dvd هاي منتشر شده را مرور نماييد.

از فروشگاه هاي راحت ديدن نماييد
هر فروشگاهي كه محلي بـراي نشستن مشتريانش داشته باشد، دوست شما است. حـداقل مي توانيد زماني كه همسرتان در حال نـگاه كـردن پـايان نـاپذير خود به اجنـاس و امتحان لباس ها است، مدتي را به استراحت بپردازيد.

به فروشگاههايي كه فروشندگانشان خانم هستند برويد
به دنبال فروشگاهي بگرديد كه فروشنده اش يك خانم زيبا باشد و فرمان را به سمت آن فروشگاه هدايت كنيد. مطمئن باشيد كه همسر شما با سـرعتي بـاور نكردني خريدش را تمام كرده و شما از اين همه عجله متعجب خواهيد شد.

كفش خريد نكنيد
پيـشنهاد مي كنم از خريد كردن كفش همانند مرض طاعون دوري و اجتناب ورزيد. خريد كـفش فـرآيندي بسيار وقت گير است كه در آن همسرتان مجبور است يك جفت از بيــن هزاران جفت كفش مشابه هم انتخاب كرده، براي تعيين سايز آنها را پوشيده و بـخـاطـر اينكه متوجه راحتيشان شود، چند قدمي راه رود. اين سه مرحله براي هر جفتي كه به نظر وي جالب باشد، تكرار خواهد شد. مطلب واضح است؟

از او بخواهيد لباس راحت بپوشد
اگر همـسرتان تصميم خـريد لـباس داشـته باشد، احتمال اينكه بـخواهــد برخـي را براي امـتـحان بـه تـن كند زياد است. ايده خوب اين است كه او لباسي بپوشد كـه درآوردنـش راحـت بـوده و در نـتـيجه پـروو لبـاسـها بيشتر از زمان مور نياز طول نكشد. به ياد داشته باشيد كه هنگام خريد لباسهاي زيپ دار بهتر از دكمه اي هستند.

لباسش را شما برايش انتخاب كنيد
از آنجايي كه شخص شما بيشتر از هر فرد ديگري مجبور به نگاه كردن او ميـباشد، پس چرا لـبـاسـش را خودتان انتخاب نكرده و نظر ندهيد كه آيا اندازه و برازنده اش است؟ اگر به اندازه كافي زيرك و باهوش باشيد، همـسرتان ايـن عـمل شـما را تـحـسـيـن نموده و خريد بسيار سريعتر تمام خواهد شد.

قاطع و محكم باشيد
ايــنگونه اتفاق مي افتد: 20 دقيقه طول ميدهد تا لباس مورد علاقه اش را انتخاب كرده، آن را كاملا بر تن نموده و نظر شما را جويا شود. زن ها مـعـمـولا در رابـطه با ظاهـرشـان غير مطمئن بوده و هنگامـيكه شما فقط به گفتن '' بد نيست'' اكتفا مي كنيد، احساس زشتي و يا نا خوشايندي به او دست خواهد داد.نكته اين است كه قاطعانه و با اطمينان نظر خود را ابراز نماييد.

نگذاريد با دوستانش تماس بگيرد
تلفن همراه او را پـنـهان كرده، خاموش نموده و يا پـيـش خـود نـگـهـداريـد -- تـحـت هيچ شرايطي نـبـايد بـه او اجازه دهيد براي كمك گرفتن در خريد به دوستانش تلفن كند. اين گفتگوها گفته مي شود به اندازه مـذاكـرات صـلح در جـنـگ سـرد بـه طـول مـي انـجامد. رومـانـتـيك و احساساتي بوده و بـه او بـگويـيـد كه امروز قرار است فقط متعلق به ما دو نفر باشد.


يك آنتراك تدارك ببينيد
اگر روز را تقسيم بندي كنيد، متوجه خواهـيد شـد كـه خـريد كـردن مـي تـواند يـك تجربه قابل تحمل گردد. براي اين منظور در طول روز زمانهايي را براي استراحت مثلا براي صرف نهار با يك نوشيدني اختصاص دهيد.


چرخ بزنيد و بيهوده وقت تلف كنيد
اين مطلب را بگـيريد:همسر شما قبلا به دليل اينكه تقاضايش را براي همراهي كردن او در خـريد پـذيـرفته ايـد، در قله رفيع خوشنودي و رضايت قرار گرفته است. از ايـن شـرايـط و موقيـعت خوشرويي و بشـاشـي وي اسـتـفاده كـرده و حركتي كنيد. هنگامي كه او در حال امتحان اجناس اســت، بطور پنهاني بطرف قسـمـتهاي مورد علاقه خود رفته و لذت ببريد.


خود را مشغول نگهداريد
خريد كردن با يك زن از دو مرحـله تشكيل مي شـود. يـك بخش مربوط به ديدن اجناس و لباسها از پشت ويترين اسـت كه شما را مجبور به پياده رويهاي طاقت فرسا مي كند. و بخش ديگر انتخاب لـبـاس و پوشيدن آن است. اين مرحله نياز به آموختن صبر و بردباري تـوسـط شما دارد. به اين مـنظور به دوسـتان تـلفن زده و يا با گيم هاي موبـايل، خـود را سرگرم نمايد.



یك وقت گريز و فرار تنظيم كنيد
به منظوره فيصله دادن به قضيه، در آن روز براي بعد از خريد برنامه ريزيهاي مهمي انجام دهيد تا همسرتان مجبور شود سر يك زمان معين كارش را تمام كند. مثـلا مـي تـوانـيد بليط سينما تهيه كنيد و بهتر است از او بخواهيد كه پول آن را پرداخت كند.


شما زنده مانديد!


اگر اين رهنمون ها را رعايت كنيد، خريد رفتن به همراه همسرتان آنقدر ها نيز عذاب آور نخواهد بود.


از فرصت استفاده كرده و او را تشويق به خريدن لباسهايي نماييدكه دوست داريد وي را در آنها ببينيد و چيزي هم براي خودتان خريداري كنيد. بـه ايـن تـرتـيب خـريد رفـتن شـما ديگر يك اتلاف وقت صد در صد محسوب نخواهد شد


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 9:36  توسط nima  | 

فرق دخترا و پسرا در پول گرفتن از عابر بانک

با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه ميذارن
کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن
پول و کارت رو ميگيرن و ميرن

دخترها

با ماشين ميرن دم بانک
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستی رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن
توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوی بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم
سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده
آرايششون رو توی آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن
مندازن توی خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توی خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره
...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 11:11  توسط nima  | 

پررو بازی!!

يه کلاغ و يه خرس سوار هواپيما بودن کلاغه سفارش چايي ميده چايي رو که ميارن يه کميشو ميخوره باقيشو مي پاشه به مهموندار
مهموندار ميگه چرا اين کارو کردي؟
کلاغه ميگه دلم خواست پررو بازيه ديگه پررو بازي! چند دقيقه ميگذره باز کلاغه سفارش نوشيدني ميده باز يه کميشو ميخوره باقيشو ميپاشه به مهموندار
مهموندار ميگه : چرا اين کارو کردي؟
کلاغه ميگه دلم خواست پررو بازيه ديگه پررو بازي !
بعد از چند دقيقه کلاغه چرتش ميگيره
خرسه که اينو ميبينه به سرش ميزنه که اونم يه خورده تفريح کنه ...
مهموندارو صدا ميکنه ميگه يه قهوه براش بيارن قهوه رو که ميارن
يه کميشو ميخوره باقيشو ميپاشه به مهموندار مهموندار ميگه چرا اين کارو کردي؟
خرسه ميگه دلم خواست پررو بازيه ديگه پررو بازي
اينو که ميگه يهو همه مهموندارا ميريزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپيما ميبرن که
بندازنش بيرون خرسه که اينو ميبينه شروع به داد و فرياد ميکنه
کلاغه که بيدار شده بوده بهش ميگه: آخه خرس گنده تو که بال نداري مگه
مجبوري پررو بازي دربياري!!!!!!!!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 9:29  توسط nima  | 

جوک اس ام اس

از غضنفر میپرسن 12 فروردین چه روزیه؟
میگه: روزی که میریم جا میگیریم واسه سیزده بدر
----------------------------------------
به غضنفر میگن کجای تهران میشینی؟
میگه : هر جا خسته شدم
--------------------------
مرده با زنش سوار ماشین بودند و داشتن میرفتن ماه عسل
یه خارجیه میاد و با ماشینش از کنارشون رد میشه و میگه: گود مورنینگ
مرده هم در جواب میگه : مورنینگ گود
زنش ازش میپرسه:تو به اون یارو خارجیه چی گفتی؟
میگه: هیچ چی،اون گفت : سلام علیکم
منم گفتم : علیکم السلام
-----------------------
یارو میره بهداری میگه: آقا به داری؟
------------------------
زنه از شوهرش میپرسه از چیه من بیشتر خوشت میاد از صورت زیبا یا از اندام متناسبم؟
مرده یه نگاهی به سر تا پای زنش میندازه و میگه : از اعتماد به نفست
-------------
یک روز غضنفر خواب میبینه بزرگترین نون بربری دنیا را خورده صبح که بلند میشه میبینه لاحافش نیست
------------------------------------------------------------------
فرق بین یك مرد باهوش و هیولای لاك نس چیه؟
هیولای لاك نس تا به حال چند بار دیده شده!

---------

وقتی یه زن میبینه كه شوهرش داره زیكزاك تو حیاط میدوه باید چیكار كنه؟
باید بهتر هدف بگیره و به شلیك كردن ادامه بده!
-------------------------------------------


طرف كلیدش رو تو ماشین جا میگذاره، تا بره كلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت تو ماشین گیر میكنن!
-------------------------------------------


یارو باباش آتیش میگیره میمیره در مغازش میزنه به علت پدر سوختگی مغازه تعطیل است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 10:51  توسط nima  | 

نظريات مختلف در مورد امتحان!!

فقط سوپ كلم است كه حال آدم را بيشتر از امتحان بهم ميزند --- آلبرت انيشتين

امتحان مسخره ترين كار دنياست ---- جرج برنارد شاو

امتحان بدون تقلب مثل كريسمس بدون درخت است ---- كي اس اليت

امتحان بخشي از زندگي است ،نه زندگي امتحانست --- پائولو كويئلو

امتحان در صورت عدم حذف پزشكي ، اولين گام در جهت شروع چاپلوسي پيش استاد براي نمره ي ده گرفتن است ---- كامي نيك صالحي

چي گفتيد امتحان؟ اصلا معني اش را نمي دانم ---- جرج اورول

امتحان فقط يه بازيه ... يه بازيه مسخره ---- از ديالوگهاي فيلم نيش

هر كس را ميخواهي از خودت متنفر كني ،امتحانش كن ---- يك ضرب المثل برمه اي

توي مدرسه هر سوالي را كه در امتحانهايم درست جواب ميدادم ، بعدا مي فهميدم كه كاملا غلط بوده اين اتفاق بعدها در زندگيم هم ادامه يافت . هر وقت فكر كردم درست رفتار كرده ام ،ديدم يك جاي كار اشتباه بود ----- ارنست همينگوي

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 11:25  توسط nima  | 

به علت آشغال بودن بلاگ فا مجبور شدم در 2 پست بنویسم

وقتي عشقت رو از دست دادي ديگه سعي نكن به دستش بياري ،درست مثل چيني شكسته مي مونه كه حتي اگه بندش هم بزني ديگه به زيبايي گذشته نيست
بار دگر ما را کلک زد دم از يک اتفاق مشترک زد براي لحظه اي با تو شکفتن هزاران بار قلبم را محک زد

همان طور که آفتاب تيرگي ها را مي راند اشخاص با نشاط نيز از قلب ديگران غم و اندوه را مي زدايند - دکتر علي شريعثي

يکي مي پرسد: “اندوه تو چيست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کيست؟” برايش صادقانه مي نويسم: براي آنکه بايد باشد و نيست

عشق مثله پنير ميمونه، زيادش آدمو خنگ ميکنه، نرمالش فقط تا يک ساعت آدمو سير نگه ميداره، هيچ کس هم بدونه پنير نمرده .

*بي گناهي کم گناهي نيست در ديوان عشق.. يوسف از دامان پاک خود به زندان رفته است

*شمع اگر پروانه را سوزاند خير از خود نديد…آه عاشق زود گيرد دامن معشوق را

*يکي مي پرسد : اندوه تو از چيست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کيست؟ برايش صادقانه مي نويسم: براي آنکه بايد باشد و نيست….

*بي گناهي کم گناهي نيست در ديوان عشق.. يوسف از دامان پاک خود به زندان رفته است

*شمع اگر پروانه را سوزاند خير از خود نديد...آه عاشق زود گيرد دامن معشوق را

*يکي مي پرسد : اندوه تو از چيست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کيست؟ برايش صادقانه مي نويسم: براي آنکه بايد باشد و نيست....

اينو مي فرستم به سلامتيه هرچي گلدونه به شرطي كه گلش شما باشي وخاكش ما...

اي مرزبان دهكده عشق
اجازه بده خود را مهمان سرزمين عشقش كنم
در را بگشا تا لحظه اي همسفره كرامت دريايي اش شوم

عمري انتظار

ديگر اجازه لازم نيست
اي سيم هاي خاردار
شما با من كمي مهربانتر شويد..

اي صميمي اي دوست گاه بيگاه لب پنجره خاطره ام مي آيي اي قديمي اي خوب تو مرا ياد كني يا نكني من به يادت هستم ....

اگه يه روزي فروختمت ناراحت نشي ها! من ادم فروش نيستم من گل فروش هستم...

از من آزرده مشو، ميروم از خانه ي تو، قبل رفتن تو بدان عاشق و بي تقصيرم، تو اگر خسته اي از دست دلم حرفي نيست، امر كن تا كه بميرم به خدا مي ميرمديشب دفترچه قسطامو ورق مي زدم. تمومي نداره! تا آخر عمر بدهكار مهربونياتم

دلا ديشب چه مي کردي تو در کوي حبيب من؟
الهي خون شوي اي دل تو هم گشتي رقيب من!

پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت،بيچاره از اين عشق فقط سوختن آموخت

قلب من در شهر چشمان تو جا مانده است قدر يك شب هم شده از آن پرستاري كني

كنار دريا نشسته بودم و از غم دوريت آرام گريه مي كردم قطره اي از اشكم به دريا افتاد، تا زماني كه آن قطره اشك را پيدا كنم دوستت دارم

من همان قاب تهي، خسته و بي تصويرم كه براي تو و تصوير دلت مي ميرم

در محكمه روز قيامت كنم از تو شكايت، به خدايت گويم كه مرا كشته دو چشمان سياهت

وفاي بي وفايان كرده پيرم، برم يار وفاداري بگيرم، اگر يار وفاداري نديدم، سر قبر وفاداري بميرم

كاش معشوق ز عاشق طلب جان مي كرد، تا كه هر بي سروپايي نشود عاشق دلدار كسي

عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت را بياموزي

چقدر حقيرند مردماني که نه جرأت دوست داشتن دارند ، نه اراده‌ي دوست نداشتن ، نه لياقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن، با اين حال مدام شعر عاشقانه مي‌خوانند

دلم را آهني کردم مبادا عاشقت گردد،ندانستم توي ظالم دلي آهنربا داري

آسمون به دريا گفت : اين بالا خيلي خوبه ميشه همه جا رو ديد, دريا گفت: اين پايين از اون بالا خيلي بهتره چون فقط تو رو ميشه ديد.


اگر كسي رو دوست داري نه براش ستاره باش، نه آفتاب چون هر دوشون زود گذرند، پس براش آسمون باش كه هميشه بالاي سرش باشي

زندگي مثل ديكته است هي غلط مي نويسيم و هي پاك مي كنيم دوباره مي نويسيم و باز پاك مي كنيم غافل از اينكه يه روز داد مي زنند ورقه ها بالا ...

من پرستوي خزان ديده و خاموش توام حسرتي گر به دلم هست همان دوري توست

دوستي من و تو دوستي شاخه و برگ است، و جدايي برگ از شاخه ، مرگ است

امشب دلم از امدنت سرشار است، فانوس به دست كوچه ديدار استف آن گونه تو را در انتظارم كه اگر،اين چشم بخوابد آن يكي بيدار است

اگر ديدي دلي تنها نشسته، ميان رنج غمها تك نشسته، نگو آن دل چرا تنها نشسته، بدان كه دوريت آن را شكسته

سيب سرخي را به من بخشيد و رفت، عاقبت بر عشق من خنديد و رفت، اشك در چشمان سردم حلقه زد، بي مروت، گريه ام را ديد و رفت

نبودي بي تو پنهان گريه كردم، تو را ديدم و خندان گريه كردم، براي اين كه اشكهايم نبيني، نشستم زير باران گريه كردم

زندگي سه تا پيچ داري، تولد_عشق_مرگ، سر پيچ دوم منتظرتم كه تا پيچ سوم باهات بيام

بايد در زندگي همچون دريا بود تا اگر با سنگهاي سخت برخورد کرديم ، سنگها در عمق ما محو شوند نه ما در عمق سنگها

زيبا ترين غروب : غروب عاشقان......زيبا ترين سنگ : دل يار. زيبا ترين مايع : اشك .....زيبا ترين ناله :آه....زيبا ترين دوست : قلب (تو) زيبا ترين كلام دوستت دارم


خداحافظ : ولي هرگز نخواهي رفت از يادم خداحافظ : ولي اين يعني در اندوه تو ميميرم دراين تنهايي مطلق که مي بندد ، به زنجيرم و بي تو لحظه اي حتي دلم طاقت نمي آرد

براي شنيدن صداي که دوستش ميداري همين لحظه هم بسيار دير است، افسوس خواهي خورد زماني را که آن سوي سيم ها کسي بي احساس ميگويد: برقراري ارتباط با مشترک مورد نظر مقدور نمي باش

مرا صد بار از خود براني دوســــتت دارم** **به زندان خيانت هم کشاني دوســــتت دارم** **چه سود از مهر ورزيدن** **چه حاصل از وفا کردن** **مرا لايق بــداني يا نداني دوســــتت دارم**


هميشه سلام تو به شادباش يک اتفاق در من تکرار مي شوي به من نگو از حروف ِ نام ِ تو ساده بُگذرم كه من جز قشنگ ِ نام ِ تو حرف ِ ديگري نخوانده ام ! با من بگو به کدام زبان آفرينش بگويم که تمام ِ دارايي مني صداي تو دلنشين چشم هات آينه با تو مهربان ! بهار هميشه در رگِ زمين شناورست...

مي نويسم تنها به ياد او و براي او...مي نويسم به ياد روزهاي شيرين انتظار،به ياد لحظه هاي فراق و چشمان منتظر..........

من به آمار زمين مشكوكم اگر اين شهر پر از آدمهاست پس چرا اين همه دلها تنهاست؟

وقتي عشقت رو از دست دادي ديگه سعي نكن به دستش بياري ،درست مثل چيني شكسته مي مونه كه حتي اگه بندش هم بزني ديگه به زيبايي گذشته نيست

زندگي در گرو خاطره هاست ، خاطره در گرو فاصله هاست ، فاصله تلخ ترين خاطره هاست .

فاصله گرفتن از آدم هايي كه دوستشان داريم بي فايده است ، زمان به ما نشان خواهد داد كه جانشيني براي آنها نيست . . .

هميشه ابرها گريه ميكنن اما آدمها عاشق ستاره ها ميشن . يادت باشه چشمك ستاره ها ، گريه ابرها رو از يادت نبره .

زندگش شهد گل است و زنبور زمان ميخوردش و آنچه ميماند عسل خاطره هاست .

نه نگاه مهتاب ، نه فراسوي افق ، نه ستاره ، نه ماه ، نه درخشندگي شمس زمين ، نه تمام دنيا . . . . . . . . . . . . . . . . . . . من فقط گرمي دستان تو را ميخواهم .

عرض كوچه رو آنقدر قدم زدم كه يادم رفت كدام طرف كوچه بن بست بود . حالا از هر سو كه بيايي ديگر فرقي نمي كند . . .

اگه شدم عاشق تو ، نذار كه بيتاب بمونم ، لالايي شبم تويي ، نذار كه بي خواب بمونم .

چه حقيرند مردماني كه نه جرات دوست داشتن دارند و نه اراده دوست نداشتن و نه لياقت دوست داشته شدن و متانت دوست نداشته شدن . . . اما با اين حال مدام شعر عاشقانه ميخوانند .

چه چاره کنم من زمانه بفهمد زبان مرا ؟ کجا بگريزم که غم نشناسد نشان مرا؟

پس از مرگم بيا زيبا نگارم بيا با جمع دوستان بر مزارم سرت خم کن ببوس سنگ مزارم که من در زيره خاک چشم انتظارم

يکي مي پرسد: “اندوه تو چيست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کيست؟” برايش صادقانه مي نويسم: براي آنکه بايد باشد و نيست

عشق مثله پنير ميمونه، زيادش آدمو خنگ ميکنه، نرمالش فقط تا يک ساعت آدمو سير نگه ميداره، هيچ کس هم بدونه پنير نمرده .

يا درست حرف بزن
يا عاقلانه سکوت کن

هر کي دلتو شکست صداشو در نيار يه روز دلش مي شکنه صداش در مياد

کسي چه مي داند شايد، اين قدر همديگر را دوست نمي داشتيم اگر از دور به تماشاي روح هم نمي نشستيم . کسي چه مي داند اگر آسمان ما را جدا نمي کرد شايد، اين قدر به هم نزديک نبوديم

بر سنگ قبر من بنويسيد خسته بود اهل زمين نبود نمازش شكسته بود

خدايا!
گاهي که دلم از اين و آن و زمين و زمان مي گيره،
نگاهم را به سوي تو و آسمون مي گيرم،
و آنقدر با تو درد دل مي کنم،
تا کم کم چشم ايم با ابرهاي بهار مسابقه مي گذارند.
و پس از اون که قلبم سبک مي شه.
تو مي آيي و تمام فضايي دلم را پر مي کني.
آن وقت ديگر آرام مي شم.
و احساس مي کنم هيچ چيز نمي تونه مرا از پاي دربياره،
چون تو را در قلبم دارم.
تقصير تو نبود خودم نخواستم چراغ ِ قديمي خاطره ها، خاموش شود خودم شعرهاي شبانه اشک را، فراموش نکردم خودم کنار ِ آرزوي آمدنت اردو زدم حالا نه گريه هاي من ديني بر گردن تو دارند، نه تو چيزي بدهکار

سهم من خانه‌اي اجاره‌اي در قلب توست! و هر روز ... ترس از ريختن وسايلم در كوچه‌ها

دل من نرمتر از جنس حرير، دلم از جنس بلور، گر تو را قصد شكستن باشد، سنگ بي انصافيست ، يك تلنگر كافيست

گاه دلتنگ شوي ، گاه بي حوصله و سخت وغريب زماني را هم ، غرق شادي و پر از خنده ي عشق همه را اي گل ناز به خداوند سپار خاطرت جمع عزيز که عدالت خصلت مطلق اوست گل نازم اين بار چشم دل را واکن دست رد بر دل هر غصه بزن حرفهايت را گرم و آرام و بلند به خداوند بگو عشق را تجربه
ما در ره دوست نقض پيمان نکنيم / گر جان طلبد دريغ از جان نکنيم / دنيا اگر از زيبا رويان لبريز شود/ ما پشت به دوستان قديمي نکنيم

*هر لحظه يادت ميكنم شايد تو هم يادم كني، همواره در فكر توام با يك نگاه شادم كني، هرگز نديدم بر لبي لبخند زيباي تو را هرگز نميگيرد كسي در قلب من جاي تو را...

*مهم نبوده سوختنم، دور از تو پرپر زدنم، مهم تو بودي عشق من، نه قصه شكستنم، به افتخار عشق تو ميگم كه بازنده منم...

*چشاي پرستو بي اشک ميميره صداي قناري بي تو ميگيره اگه تو نباشي پيشم عزيزم هر چي شاديست توي قلبم ميميره آسمون عشق پوسيده مي شه هواي عشق مه الوده مي شه

*خود را به که بسپارم
وقتي که دلم تنگ است
پيدا نکنم همدل
دلها همه از سنگ است
گويا که در اين وادي
از عشق نشاني نيست
گر هست يکي عاشق
آلوده به صد رنگ است

*همه در زندگي شطرنج بازيم
نبايد بي جهت هرسو بتازيم
اگر تکنيک دلها را بدانيم
هميشه برده و هرگز نبازيم

*همه وقتي از زندگي خسته ميشن ميگن خدا نفسمو بگير
ولي من هيچ وقت اينو نمي تونم بگم ، آخه تو نفس مني

در اين شبها چه خاموشم به ياد تو هم اغوشم به من گفتي وفا دارم چرا کردي فراموشم؟
يه دنيا فداي هر چي دله مهربونه يه دل فداي هر کي اينو ميخونه

هزار تا رگ دارم و هزار تا رفيق اما تو شاهرگي و تک رفيق

کاش بدوني نديدنت نبودنت هرگز بهانه اي نميشه واسه از ياد بردنت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 13:37  توسط nima  | 

کلی اس ام اس عاشقانه

 

من رشته محبت خود از تو مي بُرم ….. باشد گره خورد به تو نزديکتر شوم

بدنامي حيات دو روزي نبود بيش…. آنهم با تو بگويم چه سان گذشت
يک روز صرف دل بستن دل شد به اين و آن….. روز دگر به کندن دل از اين و آن گذشت

در لحظات تصميم گيري است که سرنوشت ما شکل مي گيرد

خدايا به عالم تو راضي مباش…. کزين بيشتر من خدايا کنم

کسي که در آفتاب زحمت کشيده ، حق دارد در سايه استراحت کند

اگر هر روز راهت را عوض کني ، هرگز به مقصد نخواهي رسيد

در انديشه آنچه کرده اي مباش، در انديشه آنچه نکرده اي باش

درباره درخت بر اساس ميوه هايش قضاوت مي کنند نه بر اساس برگهايش

خداوند به هر پرنده اي دانه اي ميدهد، ولي آنرا داخل خانه اش نمي اندازد

آنقدر شکست خوردن را تجربه کنيد تا راه شکست دادن را بياموزيد

تفاوت بزرگي ميان دوست نداشتن رفتار ديگري ، با دوست نداشتن خود او وجود دارد

يکي مي پرسد : اندوه تو از چيست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کيست؟ برايش صادقانه مي نويسم: براي آنکه بايد باشد و نيست….

اين عشق نيست که دنيا را مي چرخاند. عشق چيزي است که چرخش آنرا ارزشمند مي کند
ز چشمت اگر چه دورم هنوز….پر از اوج و عشق و غرورم هنوز
اگر غصه باريد از ماه و سال….به ياد گذشته صبورم هنوز
شکستند اگر قاب ياد مرا…..دل شيشه دارم بلورم هنوز
سفر چاره دردهايم نشد….. پر از فکر راه عبورم هنوز
ستاره شدن کار سختي نيست…. گرشتم ولي غرق نورم هنوز
پر از خاطرات قشنگ توام…..پر از ياد و شوق و مرورم هنوز
ترا گم نکردم خودت گم شدي……من شيفته با تو جورم هنوز
اگر جنگ با زندگي ساده نيست…..در اين عرصه مردي جسورم هنوز
اگر کوک ماهور با ما نساخت…..پر از نغمه پک و شورم هنوز
قبول است عمر خوشي ها کم است…..ولي با توام پس صبورم هنوز
نردبان اين جهان ما و مني است…..عاقبت اين نردبان افتادني است
لاجرم آنکس که بالاتر نشست……استخوانش سخت تر خواهد شکست

 

*دل را به نديدن عادت ندادم اما پري من به نديدنم عادت داشت هر شب به ديدارش مي شتابم اما فرشته ي كوچك من فراموش كار است … فرو رفتن در عين شين قاف هم چه چيز با نمكي ست ;)

*هنوز در به در کوچه هاي خاطره ام / هنوز اسم تو مانده گوشه حنجره ام /هنوز مثل نخستين نگاه عاشق تو / در انحصار غم عشق در محاصره ام

*توي زندگي بعضي چيز ها بزرگ ، بعضي چيز ها کوچک ، بعضي چيز ها ساده و بعضي چيز ها مهم هستند:
بزرگ مثل عشق
کوچک مثل غم
ساده مثل من
مهم مثل تو

بیشتر در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 13:36  توسط nima  | 

اس ام اس عید سعید فطر

 

پیشاپیش فرا رسیدن عید سعید فطر را به حضور تمام شما عزیزان تبریک عرض می کنیم و امیدواریم ماه مبارک رمضان و همچنین عید سعید فطر بر تمامی شما مبارک باشد.

عید فطر مبارک. الان جلوی آینه بودم ماهو دیدم.

                                               <<---------------------------------- >>
کجایی؟؟ همه دارن رو پشت بوم دنبالت میگردن
آخه ماه من میخوان ببینن فراد عیده یا نه

                                               <<---------------------------------- >>

 

با تمام شدن ماه رمضان در های رحمت خدا بسته خواهد شد. لای در نمونی!

                                               <<---------------------------------- >>

می تونی چشماتو ببندی و منو تو ذهنت تصور کنی؟
تونستی؟
به شما تبریک می گم! شما ماه رو دیدید! عید سعید فطر مبارک

                                               <<---------------------------------- >>

 

حلول ماه شوال و عید سعید فطر مبارک باد!
مسعود به حرفای حاج آقا صرمد کاری نداشته باش! اون هرچی میگه واسه ی خودش میگه!! ما که  خودمون می دونیم که امروز عید فطره!!!
قربانت : حامد هادیان!!!!!!!!!!

                                               <<---------------------------------- >>

 

عید فطر، روز چیدن میوه های شاداب استجابت مبارک باد

                                               <<---------------------------------- >>
این عید فرخنده را به همگی شما عاشقان و دلدادگان صیام تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
با خوردن اگر حال تو جا می آید
خوش باش که ایام صفا می آید
آماده به حمله باش در این شب عید
وقتی که صدای ربنا می آید

                                               <<---------------------------------- >>

 

با فرا رسیدن عید سعید فطر امشب همه ی اصفهانی ها در اقدامی عجیب بیرون از خانه خوابیدند تا فطریه ی خود را نپردازند!!!!!

                                               <<---------------------------------- >>

به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز, عید فطر به تعویق افتاده و ماه رمضان تا یک ماه دیگر تمدید گردید!

                                               <<---------------------------------- >>

 

همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم

چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه

                                               <<---------------------------------- >>

 


خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم

یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟

                                               <<---------------------------------- >>

 

استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان

                                               <<---------------------------------- >>

 


و صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

                                               <<---------------------------------- >>

 


وقتی یادم میاد خیلی ها بودن که پارسال آخرین ماه رمضونشون رو تجربه کردن، دلم میگیره… آخه شاید این بار نوبت من باشه که آخرین مهمونی ماه رمضون رو تجربه کنم

                                               <<---------------------------------- >>

 

خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یکماه ی خود را در رمضان، از این به بعد هم حفظ کنیم.(آمین)

                                               <<---------------------------------- >>

 


و چقدر سخت است که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم… اللهم عجل لولیک الفرج

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 10:53  توسط nima  | 

عاشقانه

کف آسفالت صافه ولي ترک داره .مثل دله منه که غما رو يدک داره
اينجا قوانيني داره که بي تبصرست. نگاها شليک ميشه بهت از غرض
ممکنه آرزوهات توي حباب بمونن. تا وقتي سنگ قبرتو با گلاب بشورن

---
بيهوده مکن عمر گران صرف رفيقان ، عمر صرف کسي کن که دلش جان تو باشد ، امروز
کسي محرم اسرار کسي نيست ، ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست

 ---

دريغا، مسکين تن من ! که پست اش کردم به خيال باطل که بلندي روح را به جز اين راه
 نيست آنکه تن ام، به خواري بر سر راه افکندي! آه!! بايد که بر اين اوج بي بازگشت در
تنهايي بميرم

بیشتر در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 12:7  توسط nima  | 

تفاوت‌هاي من و رئيسم!!!

تفاوت‌هاي من و رئيسم!!!

وقتي من يك كاري را دير تمام مي‌كنم، من كند هستم.
وقتي رئيسم كار را طول دهد، او دقيق و كامل است.


وقتي من كاري را انجام ندهم، من تنبل هستم.
وقتي رئيسم كاري را انجام ندهد، او مشغول است.

وقتي كاري را بدون اينكه از من خواسته شود انجام دهم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم.
وقتي رئيسم اين كار را كند، او ابتكار عمل به خرج داده است.

وقتي من سعي در جلب رضايت رئيسم داشته باشم، من چاپلوسم.
وقتي رئيسم، رئيسش را راضي نگاه دارد، او همكاري مي‌كند.

وقتي من اشتباهي كنم، من نادان هستم.
وقتي رئيسم اشتباه كند، او مانند ديگران يك انسان است.

وقتي من در محل كارم نباشم، من در گشت‌زدن هستم.
وقتي رئيسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.

وقتي يك روز مرخصي استعلاجي داشته باشم، من هميشه مريض هستم.
وقتي رئيسم در مرخصي استعلاجي باشد، او حتماً خيلي بيمار است.

وقتي من مرخصي بخواهم، بايد يك جلسه دليل و توجيه بياورم.
وقتي رئيسم به مرخصي برود، بايد مي‌رفت چون خيلي كار كرده است.

وقتي من كار خوبي انجام مي‌دهم، رئيسم هرگز به خاطر نمي‌آورد.
وقتي من كار اشتباهي انجام دهم، رئيسم هرگز فراموش نمي‌كند

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 14:16  توسط nima  | 

<