تبليغاتX
پرتال جوک و اس ام اس sms

پرتال جوک و اس ام اس sms

جوک و اس ام اس sms

اس ام اس

با خرید یکی از سیم کارتهای اعتباری ایرانسل و دریافت سیم کارت هدیه صاحب دو دوست پسر جدید دیگر شوید.طرح چند دوست پسری ایرانسل

 

 

 

آخرین خبر از ماهواره امید: من عاشق زهره شدم

 

 

 

ششمین پیام از ماهواره امید مخابره شد : یه دونه کارت شارژ 2000 تومنی ایرانسل بفرستید تا بازم پیام بدم

 

 

ستادجمع آوری كمك های مردمی اعلام كرد پایگاه های جمع آوری كمك های نقدی غیرنقدی وروحی روانی آماده دریافت كمك های شما عزیزان

جهت ارسال به قصربوتیفارومردم مصر میباشد

 

 

 

 

درپی ازدواج یوزارسیف وبرگزاری مراسم ازدواج در15دقیقه نام سلحشوردركتاب ركوردهای سمبلینگ ایران ثبت شدوسلحشوربه عنوان معاون رئیسگروه ازدواج مركزملی جوانان انتخاب شد

 

 

 

بدنبال خالی شدن سیلوهای گندم كاهنان معبدآمون آنها اقدام به خریدكمربندهای لاغری كردند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 10:1  توسط nima  | 

اس ام اس

با افشای راز ذخیره گندم توسط یوزارسیف، بعضی از هموطنانمان میوه شب عید خود را با درخت انبار کردند!

 

 ای همه دار و ندارم/ ای تو ماه شب تارم / جز تو من کسی ندارم / که سر کارش بذارم

 

 شماره تلفن زلیخا رو می خوای؟
...
...
...
...
ΨΔΩΛΠìΛΣΓΦΔ
اینها حروف یونانی هستند، نه عددها. ولی برای حمایت از اس ام اس سازان خوش ذوق ایرانی این SMS رو هم در سایت منتشر کردم!

 

سازمان هواشناسی اعلام کرد: اوه اوه اوه! چقد هوا سرد شده!

 

_____ (/ (/
\____/(@@)
/-----\ _(¥ )
l l _ l l
^^ ^^
...
چیه؟ تعجب کردی عکستو دارم؟

 

 آرزومند قطع برق منزل شما در حین پخش سریال یوسف...
با تشكر، معبد آمون

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 9:38  توسط nima  | 

راننده تاکسی

راننده تاکسی

مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد، چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد… نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس… از جدول کنار خیابون رفت بالا… نزدیک بود که چپ کنه… اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چند ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود، تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه" راننده جواب داد: "واقعا تقصیر تو نیست… امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم… آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم…!"

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 9:34  توسط nima  | 

اس ام اس

اولین پیام از ماهواره امید دریافت شد: زمین گرد است

 

 

شورای شهر قزوین گفت یوزارسیف تنها عزیز مصر نیست بلكه عزیز دل ما هم هست

 

 

 

*توجه                  توجه*

با توجه به پرتاب ماهواره امید هم وطنان گرامی میتوانند کلاههای ایمنی را بصورت رایگان از شعبه های ما دریافت کنند.

 

خبر چون سیل دنیا را گرفته , که دارا رفته سارا را گرفته , خودم را دار خواهم زد یقینا ,

 دلم تصمیم کبرا را گرفته !!!

 

كاریماما مرد پا نشی بری ختمش ها

شب اول شام ندادن

سومش هم عمراً غذا بدهند

زلیخا دیگه هیچی نداره واسش ختم بگیره

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 10:24  توسط nima  | 

ولنتاین

آدم ها خیلی نمیتونن از هم دور بشن ٬ بالاخره یه چیزی جا میمونه که مجبورن برگردن
و برش دارن ٬ سعی نکن از من دور بشی ... دلت اینجاست . . .
ولنتاین مبارک

 

تا عمر ما باشد به دنیا ما رفیقیم ، ترسم بمیرم حس کنی ما نا رفیقیم !
ولنتاینت مبارک رفیق همیشه . . .

 

کار گل زار شود گر تو به بازار آئی / نرخ یوسف شکند جون تو به بازار آئی . . .

داستان زندگی من قصه ایست که متن آن وجود توست ، و پایانش نبود تو . . .

دل بستن مثل پرت کردن یه سنگ تو دریاست ، اما دل کندن مثل پیدا کردن همون سنگه
Happy valentine day . . .

 

تلخی مشروب رو به جون میخرم که فقط وقت خوردن بگم
به سلامتی اون که دوسش دارم . . . ولنتاین مبارک . . .

 

زخم زندگی من توئی !
همه به زخمشون دستمال میبندن اما من به زخمم دل بستم !

 

یک شب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم ، چون به نام تو رسیدم لحظاتب ماندم
همه دفتر عمرم ورقی بیش نبود ، همه تکرار تمنای تو بود . . .

 

اول از روی ادب ای گل خوشبو سلام
دوم از روی محبت به تو دارم پیام
بی تو ای دوست گذر از جهان زندان من است
تا تو هستی در برم زندان گلستان من است

 

با هر که حرف دوستی اظهار میکنم / خوابیده دشمنیست که بیدار میکنم . . .

میخوام بگم که خیلی بیستی / اهل دلی مثل بقیه نیستی !

 

شبی از شبها تو به من گفتی که شب باش: من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود به امیدی که تو فانوس شب من باشی

 

مهر یه چیزیه مهربونی یه چیز دیگه، عشق یه چیزیه عاشق شدن یه چیز دیگه، قلب و دل یه چیزیه اما توی قلب تو جا شدن یه چیز دیگه

 

آسمونتم می توانی همیشه بارونو تو چشمام ببینی. زمین مال زمین خوارها ،فضا مال فضا پیماها ، فقط تو مال من

 

همه زندگی فقط 3روزه : اومدن - بودن - رفتن . من خودم نخواستم بیام ولی خودم می خوام که باشم اونم فقط به خاطره تو وقتی هم که دیگه نباشی منم میرم

 

زندگی زیباست زشتی‌های آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست! زندگی آب روانی است روان می‌گذرد... آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد

 

مبادا گفته باشی دوستت می دارم دلت را می بویم مبادا شعله ای در آن نهان باشد

 

گفتی که دنیا را پر از غم دوست داری پس مطمئن هستم مرا هم دوست داری گفتی نمیخواهی ببارم عشق اما شعر غریبی را که گفتم دوست داری

باز در کلبه ی عشق عکس تو مرا ابری کرد.عکس تو خنده به لب داشت ولی اشک چشم مرا جاری کرد

 

اگردبیر فارسی بودم نامت را اولین غزل از صفحه کتابها می نهادم اگر دبیر جبر بودم عشق مجهول تو را بر قلب معلوم خودم بخش میکردم تا معادله محبت پدید آید اگر دبیر هندسه بودم ثابت می کردم که شعاع نگاهت چگونه از مرکز قلبم گذشت

 

روز اول شوخی شوخی جدی شد شوخی ترین جدی عمرم دوست داشتن تو بود و جدی ترین شوخی عمرم از دست دادن تو

 

 

با ادامه مطلب با ما باشید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 10:58  توسط nima  | 

اس ام اس

در پی ازدواج یوزارسیف در بسیاری از مدارس دخترانه عزای عمومی اعلام شد

 

برگزاری مراسم جشن عقدو عروسی وزایمان خودرابه مابسپارید

(روابط عمومی قصر)

 

 

<<حاملگی  و زایمان در 20 دقیقه >>

مرکز باروری و ناباروری یوزارسیف !

 

 

مصادف شدن میلاد دخت یوزارسیف با دهه فجر را تبریک عرض می نماید

 

 

 

مردم شهر غضنفر در همدردی با مردم غزه كودكان خود را به گلوله بستند

 

 

توی یه تاكسی یه زنه با بچه اش و یه مرد تنها نشسته بودن زنه میخواسته به بچهاش شكلات بده!

هی میگه : میخوری یا بدم این آقا بخوره میخوری یا بدم این آقا بخوره ، 5 دقیقه همینجوری میگذره .

آخرش مرده شاكی میشه به بچهه میگه : عزیزم تكلیف مارو روشن كن اگه میخوریش من پیاده شم ، سه تا كوچه از خونمون گذشته!

 

 

غضنفر تصادف میکنه، ملت علاف میریزن دورش و شروع میکنن نظر کارشناسی دادن.

بالاخره بعد یک مدت افسر راهنمایی میاد، منتها اونقدر ملت هرکدوم واسه

خودشون چرت و پرت میگفتن که صدای افسره به جایی نمیرسیده. ترکه شاکی میشه،

داد میزنه: ساکت.. ساکت... ایلده دیگه اینجا کسی جز جناب سروان حق گه

خوردن نداره

 

 

پرایده داشته از بغل فلكس قورباغه ایه رد میشده، ازش میپرسه: داداش، چشمات چرا زده از حدقه بیرون؟! فلكسه میگه: اگه موتور تورم درمیاوردن میچپوندن به ما تحتت، چشمات میزد از حدقه بیرون!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 10:28  توسط nima  | 

امتحان

زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.
یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.
فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخرى رسید.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
امّا داماد از جایش تکان نخورد.
او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم.
همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.
فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌و کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم بود که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت»

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 9:45  توسط nima  | 

حافظ قرن 21

نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس
دیدم به خواب حافط توی صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ ، گفتا : علیک جانم
گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم
گفتم : بگیر فالی گفتا : نمانده حالی
گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بی خیالی
گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟
گفتا : که می سرایم شعر سپید باری
گفتم : ز دولت عشق ، گفتا : کودتا شد
گفتم : رقیب ، گفتا : کله پا شد
گفتم : کجاست لیلی ؟ مشغول دلربایی؟
گفتا : شده ستاره در فیلم سینمایی
گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
گفتا : عمل نموده ، دیروز یا پریروز
گفتم : بگو ، ز مویش گفتا که مش نموده
گفتم : بگو ، ز یارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟
گفتا : شدید گشته معتاد گرد و افیون
گفتم : کجاست جمشید ؟ جام جهان نمایش ؟
گفتا : خریده قسطی تلویزیون به جایش
گفتم : بگو ، ز ساقی حالا شده چه کاره ؟
گفتا : شدست منشی در دفتر اداره
گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنمای منزل
گفتا : که دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنیا
گفتم : بگو ، ز محمل یا از کجاوه یادی
گفتا : پژو ، دوو ، بنز یا گلف نوک مدادی
گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقی
گفتا : که جای خود را داده به فاکس برقی
گفتم : بیا ز هدهد جوییم راه چاره
گفتا : به جای هدهد دیش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟
گفتا : به پست داده ، آورد یا نیاورد ؟
گفتم : بگو ، ز مشک آهوی دشت زنگی
گفتا : که ادکلن شد در شیشه های رنگی
گفتم : سراغ داری میخانه ای حسابی ؟
گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابی
گفتم : بیا دوتایی لب تر کنیم پنهان
گفتا : نمی هراسی از چوب پاسبانان ؟
گفتم : بلند بوده موی تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتی ؟
گفتا : ندیده بودم هالو به این خرفتی !
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 9:37  توسط nima  | 

اس ام اس

چشم‎ ‎انداز14‎ساله,طرح‎ ‎تحو‎ل‎ اقتصادی‎=‎‎ ‎مصر‎ ‎جدید‎;‎‎ قدرت‎ ‎اول‎ ‎منطقه

 

اطلاعیه كمیته ی سفرهای استانی:

چون جان یوسف درسفر به استان قزوین درخطراست

این سفرراخودشخص آخن اتون متحمل میشوند

 

نیروی انتظامی اعلام كرد از سوءقصد به جان یوزارسیف هیچ اطلاعی نداشته

ونگهبانان محله را مقصردرحادثه دانستند

 

چند ماهه توی قلبم خونه کردی و تا حالا کرایه خونه ندادی!

اگه تا یک ماه دیگه با صاحب خونه ازدواج نکنی حکم تخلیه میگره واست

 

بر اثر قطع برق ، در یکی از شهر های کشور ، ده ها تن از هم وطنانمان

ساعتها روی پله برقی گیر کردند !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 9:17  توسط nima  | 

<