عاشقانه
فکرکردی اسمس فرستادم کارم لنگه یادستم زیرسنگه!نه!فقط دلم برات تنگه.
Diruze to gozasht, Dishabe to gozasht, Emruze to gozasht, Aya dar miyane inhame gozasht
To ham migozari??
Dar khaneye faghiraneye khod man chizi daram ke to dar arshe kebriyaie khod nadari
ke man chon toi daram to chon khodi nadari
شاد بودن بزرك ترین انتقامى است كه میتوان از زندگى گرفت
خدایا من اگر بد كنم تو را بنده های دیگر بسیار است...تو اگر با من مدارا نكنی مرا خدایی دیگر كجاست...؟
منتظر نمانید زمانی مناسب تر از اكنون وجود ندارد.
"ناپلئون هیلر"
Khoda vaghti goft: ARE
yechize khob barat mikhad,vaghti goft: SABR KON
yechize behtar barat mikhad
vaghti goft: NA
yechize kheily kheily behtar barat mikhad
Motmaen bash
Mayoos mabash shayad akharin kelid ghofl ra begoshayad
Nik zistane emruz,diruz ra be khabi shirin va farda ra be royaye omid mobadal misazad
Agar pak gardam/delam ra beshuyam delam mitavanad zamin ra, zaman ra/jahan ra beshuyad
Agar khodavand arezuee ra dar delat andakht bedan ke tavane residan be an ra dar to dideh ast
Harvaght delet gereft boro balaye kuhi,boland faryad bezan: hanuz omidi hast? sedaee mishnavi ke miguyad: hast, hast, hast
این شما هستید كه به مردم می آموزید چطور با شما رفتار كنند.
"وین دایر"
Az ensanha ghami be del nagir,zira khod niz ghamginand,ba anke tanhayand vali az khod migorizand,zira be khod va be haghighate khod shak darand,pas dosteshan bedar agarche dostat nadashte bashan
Dr.shariati
لحظه لحظه های زندگی را سپری میكنیم تا به خوشبختی برسیم،غافل از اینكه خوشبختی در همان لحظاتی بود كه سپری شد.
"دكترشریعتی"
بر ما سالی گذشت و بر زمین گردشی و بر روزگار حکایتی
امید آنکه آن کهنه رفته باشد به نیکوئی و این نو آید به شادی
عیب کار از جعبه تقسیم نیست ، سیم سیار دل ما سیم نیست
این هم هزاران طول موجش ، دیش احساسات ما تنظیم نیست
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ، ولی با خفت و خواری ، پی شبنم نمیگردم
راز دل با یار محرم هم نباید باز گفت / روزی آن محرم اگر بیگانه شد تکلیف چیست ؟
سرزنشم مکن اگر از همه پا کشیده ام ، تبع لطیف آدمی ، با همه سر نمیکند
یادمان باشد ، لابلای ابرها تکه ای رنگین کمان پنهان کرده ایم
تا فردا روزگارمان را سیاه و سفید نگذرانیم
دیوارها اگر چه متهم به ایجاد فاصله هستند ، اما این دستان دیوار ساز ما است
که تبرئه میشوند
خوشا آنان که در بازار گیتی خریدار وفا بودند و هستند
خوشا آنان که در راه رفاقت رفیق با وفا بودند و هستند
تک تک روزهایم را میسوزانم ، تا چشمکی شوم برای شب های بی ستاره ات
چشمی به هم زدیم و دنیا گذشت / دنبال هم ، امروز و فردا گذشت
دل میگه باز فردا را از نو بساز / ای دل غافل دیگه از ما گذشت
بی سبب بر دروازه انگور بودن مانده ام ...دست کدامین مهربان روزی شرابم میکند
عزیز دلم جدائی مکن / جهان کوچکیست ، بی وفائی مکن
ببخش عاشقت را و منت گذار / من که گریه کردم ، عاشق آزاری مکن
آنچه از روزگار بدست میآید ، با خنده نمیماند و آنچه از دست برود با گریه جبران نمیشود
خورشید فردا طلوع خواهد کرد ... حتی اگر ما نباشیم
من شکستم تا تو را عاشق کنم / بعد من باران فقط آب است و بس
هر که بعد از من سراغت را گرفت / زشت یا زیبا فقط خواب است و بس
من که گفتم این بهار افسردنی است / من که گفتم این پرستو مردنی است
من که گفتم ای دل بی بند و بار / عشق یعنی رنج ، یعنی انتظار
آه عجب کاری به دستم داد دل / هم شکست و هم شکستم داد دل
یک نفر امد قرارم را گرفت / برگ و بار و شاخسارم را گرفت
چهار فصل من بهار بود ، حیف / باد پائیزی بهارم را گرفت
اعتباری داشتم در پیش عشق / با نگاهی ، اعتبارم را گرفت
عشق یا چیزی شبیه عشق بود / آمد و دار و ندارم را گرفت
